هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

سیری اندر روزهای پیشین...

1391/6/8 10:21
402 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه ی دوستای نی نی وبلاگی این مدت دسترسی به نت نداشتم تا بتونم بهتون سر بزنم از این بابت عذر میخوام و ممنونم از دوستانی که همچنان لطفشون شامل حالمون میشه و بهمون سر میزنن و اسمهـــــای خوشگلی رو برای نی نی پیشنهاد میدن ... از همتون ممنونم

و سلام به نی نی نـــازمعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی خوشمل مامــــانعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی عسیس مامــــانعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی جیگل ماماااااااااااااااانعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی Laie_7.gif
و همه ی زندگی باباااااعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی37c3897fd971e9eadc5815f19a98e69b.gif ....(و اینجا مادر حسود میشود 139fs122428.gif)

روزهای ماه رمضون خیلی زود گذشت اما فکر میکنم خوب گذشت دلم تنگ شده براش ... دخمل گلم این اولین ماه رمضونی بود که تجربه کردی میگم تجربه چون احساس میکردم کاملا لحظاتش و عظمتش رو درک میکردی niniweblog.com

وقت سحر که میشد تو منو بیدار میکردی تا برای بابایی سحری آماده کنیم

وقت اذان که میشد تو منو متوجه میکردی و تا وضو نمیگرفتم آروم نمیشدی

برای لحظات افطار کلی کمکم میکردی نمیتونم بگم چطوری اما انرژی که بهم میدادی غیر قابل وصف بود niniweblog.com

قبل از اون دلت خیلی چیزا میخواست که خودمم تو کفش میموندم اما تو روزهای ماه رمضون حتی غذا هم نمیخواستی تا وقت افطار اما بعد از عید حسابی تلافی درآوردی و بابایی رو کلی تو خرج انداختی

فدای اون شیمکت بشم من مامـــــــــــــا نـــــــــــــیLaie_7.gif

قربونت برم من که از حالا خدا رو دوست داری و اونم بهت نظر داره ایشالا که همیشه اینطور باشی و باشه

میدونی ؟هر سال ماه رمضون که میشد سعی میکردم ازش استفاده لازم رو ببرم اما امسال با اینکه نتونستم روزه بگیرم اما فکر میکنم بهتر از سالهای گذشته ازش بهره بردم

میدونم بخاطر وجود تو بود و احساس مسئولیتی که من داشتم دلم میخواست از حالا این لحظات رو درک کنی تا وقتی به دنیا اومدی و بزرگ شدی با این روزها آشنا باشی و با آغوش باز و میل کامل به استقبال ماه رمضان بری

شکلکْ هآے خآنومےقربونت برم من که هر چیز جدیدی از اطرافم درک میکنم و خدا رو بیشتر حس میکنم همش بخاطر تویه و لطفی که خدا در حقم کردهشکلکْ هآے خآنومے

 

نمیدونم واقعا نمیدونم چطور میتونم قدر دانت باشم خدایا ....

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

راضیه دختر عمو
8 شهریور 91 13:37
سلام
غیبت داشتی خانـــــــــــــــم.باید بری دفتر خودتو معرفی کنی.
شطولی آجـــــــــــی؟؟
نی نی خوبه؟؟
خب خدا رو شکر.دلمون تنگ شده.


سهلااااااااااااام راضیه جونم ها والا غیبتم طولانی شده بود و الانم نمیتونم درست حسابی آلاین بشم
im good and my baby is great
ایشالا به زودی میاییم و دیداری تازه میکنیم


@خاله مرضیه جون@
8 شهریور 91 22:38
قلفون دلت عسیسم که مامانی و بابائی رو تو ماه رمضونی اذیت نکردی برعکس دختر خاله های شیطونت که رس مامانشونو تو ماه رمضونی با زبون روزه کشیدن


اوخـــــــــی خاله مهضیه منم بدنیا بیام راه دخمل خاله جونیهامو پیش میبلم نه اینکه ما عاشخ هم هستیم پس کالامون هم ملث همدیگست
عمه نرگس
9 شهریور 91 20:43
مهتاب جونم امیدوارم همیشه لحظه هات با نی ین ناز شیرین باشه. وقتی اومدم دزفول واسه خانم گلی یه جفت جوراب خرگوشی دار گرفتم که بیام پیشت اما سرما خوردم و ترجیح دادم نیام تا خدای نکرده سرما نخوری.


وااااااااااای مرسی مهربــــــــــووون
رضوان(خواهر دختر عمه مامانی)
10 شهریور 91 2:39
بالاخره چی شد اسم نی نی کوچولو؟؟؟


بــــــــــه رضوان جون جونی خوفی؟؟؟؟؟
خدایا سپاس که دخمل عمه ی مااینبار حال داشت برامون کامنت بذاره ای جـــــــــــوووون
هنو مهلوم نیست اسمش چیه