سیری اندر روزهای پیشین...
سلام به همه ی دوستای نی نی وبلاگی این مدت دسترسی به نت نداشتم تا بتونم بهتون سر بزنم از این بابت عذر میخوام و ممنونم از دوستانی که همچنان لطفشون شامل حالمون میشه و بهمون سر میزنن و اسمهـــــای خوشگلی رو برای نی نی پیشنهاد میدن ... از همتون ممنونم
و سلام به نی نی نـــازم
خوشمل مامــــان
عسیس مامــــان
جیگل ماماااااااااااااااان
و همه ی زندگی بابااااا![]()
....(و اینجا مادر حسود میشود
)
روزهای ماه رمضون خیلی زود گذشت اما فکر میکنم خوب گذشت دلم تنگ شده براش ... دخمل گلم این اولین ماه رمضونی بود که تجربه کردی میگم تجربه چون احساس میکردم کاملا لحظاتش و عظمتش رو درک میکردی ![]()
وقت سحر که میشد تو منو بیدار میکردی تا برای بابایی سحری آماده کنیم 
وقت اذان که میشد تو منو متوجه میکردی و تا وضو نمیگرفتم آروم نمیشدی
برای لحظات افطار کلی کمکم میکردی نمیتونم بگم چطوری اما انرژی که بهم میدادی غیر قابل وصف بود 
قبل از اون دلت خیلی چیزا میخواست که خودمم تو کفش میموندم اما تو روزهای ماه رمضون حتی غذا هم نمیخواستی تا وقت افطار اما بعد از عید حسابی تلافی درآوردی و بابایی رو کلی تو خرج انداختی
فدای اون شیمکت بشم من مامـــــــــــــا نـــــــــــــی
قربونت برم من که از حالا خدا رو دوست داری و اونم بهت نظر داره ایشالا که همیشه اینطور باشی و باشه
میدونی ؟هر سال ماه رمضون که میشد سعی میکردم ازش استفاده لازم رو ببرم اما امسال با اینکه نتونستم روزه بگیرم اما فکر میکنم بهتر از سالهای گذشته ازش بهره بردم
میدونم بخاطر وجود تو بود و احساس مسئولیتی که من داشتم دلم میخواست از حالا این لحظات رو درک کنی تا وقتی به دنیا اومدی و بزرگ شدی با این روزها آشنا باشی و با آغوش باز و میل کامل به استقبال ماه رمضان بری
قربونت برم من که هر چیز جدیدی از اطرافم درک میکنم و خدا رو بیشتر حس میکنم همش بخاطر تویه و لطفی که خدا در حقم کرده
نمیدونم واقعا نمیدونم چطور میتونم قدر دانت باشم خدایا ....




سیری اندر روزهای پیشین...
